مصطفى النوراني الاردبيلي
294
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
طاليسفر ، نبق هندى روايت از جابر بن حيان : طاليسفر : به فتح طاى مهمله و الف و كسر لام و سكون ياى تحتانى و سين مهمله و فتح فا و سكون راى مهمله به يونانى دار كيسه و ماقو ، نيز گويند در ماهيّت آن اختلاف است . و بعضىها مىگويند آن پوست درخت هندى است و در آن قبض وحدت و عطريت اندك و جوهر ارضى اكثر و لطيف قليل است و ابن ماسويه گفته كه : عروقى است باريك ، بيرون آن خاكى و اندرون آن زرد و بوى آن شبيه بوى زعفران و با عفوصت و تيزى . گيلانى گويد : كه آن قشورى است كه از بلاد هند آورند ، غليظ اندك و خوشبو كم و رنگ آن مايل به شقرت اگر تازه باشد و چون كهنه گردد سياه شود و داراى قواى مختلف است و در آن جوهر ارضى غالبتر و گويند كه آن پوست زيتون هندى است و ابن وحشيه گفته كه آن نبات هندى است . و نيز به زمين فارس و بجستان مىرويد . و هندى افضل است و آن نباتى است به قدر ذراع در ساق آن قدرت گره و شاخهاى آن باريك مايل به سفيدى و برگ آن مثل آس و باريك و پوست آن باريك ، خارج آن خاكى و داخل آن زرد و در آنجا آن را ترقشيشا نامند . شربت آن نافع لقوه و فالج و نفث الدم ، و حابس سيلان خون از مقعد رحم و حابس جميع سيلانت است . « 1 » در ماهيّت آن اختلاف كردهاند ، بعضى آن را برگ زيتون هندى مىدانند و جمعى بيخ درخت توت و پوست درخت لسان العصافير و بسباسه دانستهاند ولى نگارنده فرقى در ميان آن و تيواج ختايى در افعال و غيره نمىيابم . « 2 » در ماهيّت آن اختلاف بسيار است ، بعضى گويند : آن پوست درختى است كه از بلاد هند آورند ، اندكى از دارچين ضخيمتر و گفتهاند : عروقى است باريك و شايد زرنب باشد كه به هندى طالس نيز نامند . « 1 »
--> ( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 102 . ( 2 ) - تحفه حكيم ، ص 1750 . ( 1 ) - مخزن ؛ فرهنگ فارسى ، دكتر معين ، ج 2 ، ص 2203 ؛ قرابادين كبير ، ص 278 ؛ ابن البيطار ، ج 3 ، ص 94 ؛ فرهنگ داروها ، ص 253 .